زیباشناسی – موسیقی و احساسات

جنبه‌ی شمایلی یقینا تا حدودی در بسیاری موارد موجود است، اما این که همه‌ی قطعه‌های موسیقی شمایلی از اعمال نفسانی‌اند پرسش دیگری است – گذشته از این پرسش که آیا ارزش آنها در مقام موسیقی منوط به این جنبه‌ی شمایلی است. محض نمونه، الگوهای موزون و تغییر مایه‌های بسیاری در « پرلود »ها و « فوگ »های باخ وجود دارد و ظاهرا ممتنع است که برای هر کدام از آنها به صورت مجزا بتوان عمل نفسانی متناظری یافت. کسی شاید بگوید که قطعه‌های موسیقی شمایلی از اعمال نفسانی‌اند، اما این تمایزها بسیار ظریف نام‌گذاری می‌شوند و در حقیقت زبان هیچ نامی برای طیف وسیع حالات احساسی منحصر به فرد ندارد. این نکته‌ی آخر یقینا راست است، اما نشان نمی‌دهد که هر قطعه‌ی موسیقی شمایلی از چه نوع حالت احساسی است؛ در واقع، به نظر نمی‌آید که هیچ راهی برای نشان دادن این امر وجود داشته باشد.

وانگهی، به نظر می‌آید که بسیاری قطعه‌های موسیقی شمایلی از بیش از یک عمل نفسانی باشند و لذا هیچ تضایف یک‌به‌یکی میان آنها وجود ندارد: « یک فراز [ Crescendo ] طولانی، چنان که در بولرو راول، می‌تواند دال بر در پوست خود نگنجیدن یا ترکیدن سر شما باشد ».

قسمتی از کتاب تاریخ و مسائل زیباشناسی

نوشته: مونروسی بیردزلی، جان هاسپرس

ترجمه: محمد سعید حنایی کاشانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *